الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

482

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

خون ما پرده‌هاى چشم ما و جزء جزء سلولهاى تن ما مشمول همان نظام دقيق است كه در كل عالم حكومت مىكند و بالعدل قامت السماوات و الارض : آسمانها و زمين به وسيله عدالت بر پا است ( 1 ) آيا انسان مىتواند يك وصله ناجور در اين عالم پهناور باشد ؟ ! درست است كه خداوند به انسان آزادى اراده و اختيار داده تا او را بيازمايد و در سايه آن مسير تكامل را طى كند ، ولى اگر انسان از آزادى سوء استفاده كرد ، چه مىشود ؟ اگر ظالمان و ستمگران ، گمراهان و گمراه كنندگان با سوء استفاده از اين موهبت الهى به راه خود ادامه دادند عدل خداوند چه اقتضا مىكند . درست است كه گروهى از بدكاران در اين دنيا مجازات مىشوند و به كيفر اعمال خود - يا لا اقل قسمتى از آن - مىرسند ، اما مسلما چنان نيست كه همه مجرمان ، همه كيفر خود را ببينند ، و همه پاكان و نيكان به پاداش اعمال خود در اين جهان برسند ، آيا ممكن است اين دو گروه در كفه عدالت پروردگار يكسان باشند ؟ به گفته قرآن مجيد أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ : « آيا كسانى را كه در برابر قانون خدا به حق و عدالت تسليمند همچون مجرمان قرار دهيم ، چگونه حكم مىكنيد » ؟ ( قلم - 35 و 36 ) . و در جاى ديگر مىفرمايد : أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ : « آيا ممكن است پرهيزگاران را همچون فاجران قرار دهيم » ؟ ( ص - 28 ) . به هر حال تفاوت انسانها در اطاعت فرمان حق جاى ترديد نيست همانگونه كه عدم كفايت دادگاه « مكافات اين جهان » و « محكمه و جدان » و « عكس العملهاى گناهان » براى برقرارى عدالت نيز به تنهايى كافى به نظر نمىرسد ، بنا بر اين بايد قبول كرد كه براى اجراى عدالت الهى لازم است محكمه و دادگاه عدل عامى باشد كه سر سوزن كار نيك و بد در آنجا حساب شود و گرنه اصل عدالت تامين

--> ( 1 ) « تفسير صافى » ذيل آيه 7 سوره رحمن .